click 2 enlarge
تا حالا به “یکی بود ،یکی نبود..”فکر کردی؟!
اول تمام داستان های دوران کودکی!
که چی؟! اصلا یعنی چی؟!
شنی می گفت:
یه کسی بود! ولی هنوز حتی مفهوم عدد یک هم وجود نداشت!
{“ی” در یکی اول “ی” نکره و “ی” در یکی دوم عدد یک}
چون یک وقتی معنی میده که حداقل یه دومی وجود داشته باشه.یعنی در اصل قسمت اول و دوم این عبارت معروف هم معنی اند:
یکی بود،یکی نبود=غیر از خدا هیچ کس نبود
جالبه نه؟!از بچگی هم بهمون توحید یاد دادن هم ادبیات!
پانوشت:ایضا اون موقع که تاب می خوردیم و می گفتیم:تاب تاب عباسی خدا منو نندازی،داشتیم یه مفهوم دیگه رو هم مرور می کردیم!
هيچ حرفی نزن.
حتی کلمه ای نگو.
سکوت کن.
سکوت.
مثل يک آدم لال
مثل يکی که تازه پرتاب شده است توی اين سياره
و هنوز خبر ندارد که زندگی در اينجا، طراوت دستهاش را خواهد گرفت ، کمرش را خم خواهد کرد ، و بر تن او لباس های سياه خواهد پوشاند.
سکوت.
لطفا کلمه ای نگو، حرفی نزن
من به دست ها ی تو مبتلا هستم و آن همه گل های ريز کاغذ ديواری پشت سرت که شاهدان عينی سرنوشت تو بوده اند: توی اتاق های تاريک اين سياره.
لطفا چيزی نگو.
فقط در برابر دوربين من بنشين.
سه ، دو ، يک!
بگذار با اين نور و ابديت و گل های کاغذ ديواری جاودانه شويم.
بگذار برای هميشه دستهات گره خورده باشند و دو تکمه لباست هميشه باز باشند.
برگرفته از dastan-ir
ارنستو
رعنای من!
نمیدانم جبر زمانه بوده یا شیطنتت های رفیقت کاسترو.شاید هم تقصیر علم است که اینقدر دیر پیشرفت کرد.
شاید اگر فریز میشدی
الان برایت گل گاو زبان دم میکردم اینقدر جوش نزنی.
هالیوود بیشتر از کوبا به تو نیاز داشته بی پدر.
*وقتی جنبه ی نگاه کردن به آلبوم یک شخصیت بزرگ تاریخی را نداشته باشی!
كسي مي ونه چرا من پروژه ي دستگاه سنگ شكن رو قبوليدم:(
هيچ مطلبي تو اين سايت مايتا راجع بهش نيست:(
باز شانس آوردم دو تا دونه عكس ازش هست وگرنه بايد يكي مي ساختم ازش عكس مي گرفتمD:
از مهندساي عزيز تقاضا دارم تا جايي كه مي تونن به اين همكلاسي گناهي شون كمك كنن:(
هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم…!